كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
141
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ الَّذِينَ معطوفست بر الَّذِينَ يُنْفِقُونَ و مضمون كلام آنكه متقيان دو طائفهاند يكى آنها كه به صفت انفاق و حلم و عفو و احسان موصوفاند دوم تائب غير مصر و ايشان آنانند كه از روى متابعت هواى نفس إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً چون بكنند كارى ناشايسته أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ يا ستم كنند بر نفسهاى خود به مباشرت معاصى و نزد بعضى فاحشه كار ناپسنديدهست و ظلم گفتار ناستوده ، يا اوّل كبائر و ثانى صغائر و بقول جمعى فاحشه و ظلم خطا و عمد است يا زنا و آنچه مادون او است از مقدمات آن چون نظر و لمس و معانقه و تقبيل و بر هر تقديرى بعد از ان فاحشه و ظلم ذَكَرُوا اللَّهَ ياد كنند عقوبت خدا را يا عتاب او را با بنده كه چرا چنين كردى يا مذكر شوند وعده مغفرت را كه به استغفار بازبسته است فَاسْتَغْفَرُوا پس آمرزش خواهند لِذُنُوبِهِمْ براى گناهان خود وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ و كيست كه بيامرزد گناهان را استفهام است بمعنى نفى يعنى هيچكس نيامرزد جرائم بندگان را إِلَّا اللَّهُ مگر خدا وَ لَمْ يُصِرُّوا و اصرار نكردند بعد از استغفار عَلى ما فَعَلُوا بر آنچه از ايشان صادر شد از معاصى يعنى ديگر بر بار سر آن فعل نرفتند وَ هُمْ يَعْلَمُونَ و ايشان كه اصرار نكنند مىدانند كه عقوبت اصرار از عذاب گناه عظيم است نزول آيت در شان بنهان تمار بوده كه زنى صاحب جمال به خرما خريدن نزد وى آمد و بنهان را دل برو كشش كرد و به بهانه خرمائى خوب در گوشه كاشانه برده در كنارش كشيد و بعد از وقوع قبله زن زبان نصيحت بكشاد كه اتق اللّه از خدا بترس و دامان پاك مرا از لوث حرام آلوده مگردان بنهان را خوف الهى دريافت و پشيمان شده فى الحال به حضرت رسالتپناه ص شتافت صورت حال بعرض سيّد عالم رسانيد فرمود كه من در ميان شماام و شما چنين كارها مىكنيد حق سبحانه براى تاكيد اميدوارى تائبان اين آيت فرستاد و بقول بعضى در شان ابو اليسر فرود آمد يا بهلول نباش يا ثعلبه انصارى كه قصد گناه كردند يا مرتكب فاحشه شده پناه به توبه و استغفار آوردند أُولئِكَ آن گروه متقيان كه به دو قسم بودند جَزاؤُهُمْ پاداش ايشان مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ آمرزشيست از پروردگار ايشان وَ جَنَّاتٌ تَجْرِي و بوستانها كه مىرود مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ از زير ابنيه يا اشجار آن جويها خالِدِينَ فِيها در حالتى كه جاويدباشندگانند در آن وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ و نيكومزديست مزد عملكنندگان يعنى مغفرت و جنت قَدْ خَلَتْ به درستى كه گذشته بود مِنْ قَبْلِكُمْ پيش از شما سُنَنٌ واقعها ميان جهانيان از غم و شادى و محنت و راحت و دولت و نكبت كه حق تعالى سنت نهاده بحدوث اين واقعها يا اهل سنن مرادست و سنن شرائع باشد يعنى امتان بودهاند بانواع دينها و به جهت تكذيب پيغمبران عليه السلام هلاك شدهاند فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ پس برويد و سير بكنيد در زمين و به بينيد بلاد عاد و ديار ثمود و بيابان لوط را فَانْظُروا پس بنگريد به نظر عبرت كه بسبب نافرمانى كَيْفَ كانَ چگونه بوده است عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ آخر كار تكذيبكنندگان .